از ماجرای آسانسور تا مخالفت با زدن ماسک مسئولانی که کرونا را جدی نگرفتند

از ماجرای آسانسور تا مخالفت با زدن ماسک مسئولانی که کرونا را جدی نگرفتند

زمانی که کرونا ویروس به جان بسیاری از کشورها افتاد اولین نکته‌ای که مقامات و مسئولان هر کشور در مورد آن گوشزد کرده و می‌کنند خطرناک بودن آن است. به همین خاطر از همان لحظه ورود کرونا به کشورشان و چه‌بسا قبل تر از آن، مردم را نسبت به این ویروس آگاه و نکاتی را از جمله رعایت
بهداشت و رعایت فاصله اجتماعی به آنها یادآور و تدابیری چون قرنطینه را برای جلوگیری از گسترش آن در نظر گرفته‌اند. البته در این میان روش‌های جالبی را هم برای محافظت از خود و دیگران در برابر این ویروس ناشناخته ابداع کرده‌اند مثلا به جای دست دادن، پاهایشان را به یکدیگر می‌کوبند. همه این اقدامات برای آن است که بگویند این ویروس خطرناک است و مسئول و غیرمسئول نمی‌شناسد اما گاهی حرف‌ها و یا تصاویری از همین مقامات در جوامع مختلف چه در رسانه‌ها و چه در فضای مجازی منتشر می‌شود که به نظر می‌رسد که نه تنها کرونا را جدی نگرفته اند بلکه گویای این است که مقابله با کرونا برایشان به ژستی تبدیل شده است برای آنکه بگویند ما آن را می‌فهمیم و نکات یاد شده را رعایت می‌کنیم. جالب اینجاست که کافی است مردم تدبیرهای لازم را رعایت نکنند آن وقت است که از جانب مسئولان مورد شماتت
قرار می‌گیرند.
آسانسور پر دردسر
به تازگی عکسی از وزیر بهداشت آلمان به همراه نخست وزیر ایالت هسن و چند تن از مقامات ارشد سیاسی این ایالت منتشرشده که نشان می‌دهد برای بازدید از طبقات بالای ساختمان یک بیمارستان از یک آسانسور پر استفاده کرده اند. در این عکس اشپان، وزیر بهداشت آلمان و دیگر مقامات سیاسی در حالی که همگی از ماسک استفاده کرده‌اند در اتاقک کوچک آسانسور که ظرفیت آن پر است دیده می‌شوند. این صحنه توسط یک خبرنگار ثبت شده و در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است. حالا این اقدام آقای وزیر جنجال برانگیز شده است. این اتفاق در حالی رخ داده است که در آلمان رعایت مقررات فاصله اجتماعی برای شهروندان اجباری است از همین رو این کار برای آنان عواقب قانونی در پی خواهد داشت. گفتنی است در آلمان حفظ مقررات تعیین شده برای رعایت فاصله دست کم یک متر و نیم تا دو متری از یکدیگر در اماکن عمومی برای همه شهروندان این کشور اجباری است. رعایت این مقررات به تازگی تمدید نیز شده است. پلیس آلمان اعلام کرده که عدم رعایت مقررات تعیین شده برای همه شهروندان تعقیب قانونی در پی
خواهد داشت.
میشائیل بوسر، سخنگوی ایالتی هسن نیز در این باره به روزنامه فرانکفورتر آلگماینه گفت:«این موضوع قابل بحث نیست و نباید چنین اتفاقی می‌افتاد. حتی اگر همه از ماسک صورت استفاده کنند، تعداد زیادی در این آسانسور حضور داشتند.»
عذرخواهی آقای وزیر
وزیر بهداشت هم در این میان اشتباه خود را پذیرفته است. اشپان در توئیتر نوشت: «بله، این حرف درستی است که با وجود زدن
ماسک هم باید فاصله را رعایت کرد. دفعه دیگر باید خیلی راحت فقط از پله استفاده کنم.» با این وجود این عکس در شبکه‌های اجتماعی هم مورد توجه بسیاری قرار گرفته و تعداد کثیری از مخاطبین در توئیتر به آن واکنش نشان داده‌اند. حتی عده‌ای به طنز از اصطلاح «آسانسور گیت» برای این رفتار قانون‌شکنانه استفاده کرده‌اند. اما کاربرانی در این مورد نوشته اند:« چطوری واقعاً این کارو کردن؟ اونم اونا»، «ینس اشپان رسما عذرخواهی کرده، نمی‌دونم احتمالا اصلا تو اون لحظه به ذهنشون نرسیده دارن چی کار می‌کنن»، «وقتی مسئولی مقررات را رعایت نمی‌کند چه انتظاری از شهروندان است.»
ماسک نمی‌زنم
فقط برخی مسئولان آلمانی نیستند که کرونا را جدی نگرفته اند بلکه ترامپ رئیس جمهور آمریکا نیز در میان آنها دیده می‌شود. در واقع میتوان از ترامپ به عنوان فردی یاد کرد که فارغ از جدی نگرفتن کرونا نظرات عجیبی را هم در مورد این ویروس دارد. پیشتر و در جریان جلسه کارگروه ویروس کرونا در کاخ سفید، ترامپ مخالفت خود را با پوشیدن ماسک پزشکی اعلام کرده و گفته بود به دلیل الزامات موقعیت خود لباس دیگری نخواهد پوشید. این در حالی است که پیش‌از این، جروم آدامز، جراح عمومی آمریکا گفته بود افرادی که ناقل هستند یا علائم ویروس در آن‌ها مشاهده نمی‌شود، ممکن است آن را به دیگران منتقل کنند، بنابراین رعایت اصول بهداشتی و پزشکی و فاصله گذاری اجتماعی ضروری است، که ترامپ در واکنش به این توصیه جراح عمومی آمریکا گفته بود:« شخصاً، من نمی‌خواهم یکی از آن‌ها را بپوشم، این یک توصیه است، آن‌ها توصیه می‌کنند. حالم خوب است.» جالب اینجاست که ترامپ رئیس جمهور آمریکا چندی پیش به مردم توصیه کرده بود که مواد ضد عفونی‌کننده را برای مقابله با کرونا ویروس به خود تزریق کنند!
مسئولانی که کرونا را جدی نگرفتند
البته برخی از مسئولان ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیستند. مثلا برخی از مسئولان زمانی که تازه کرونا وارد کشور شده بود در جلساتشان ماسک نمی‌زدند و یا فاصله اجتماعی را رعایت نمی‌کردند. یا برای آنکه نشان دهند این ویروس زیاد خطرناک نیست و به نوعی ترس مردم از این ویروس را بکشند به یکباره تعدادی شان مبتلا به کرونا شدند! برخی از رفتارها و تصمیمات این چنینی گلایه علیرضا زالی فرمانده عملیات مدیریت کرونا را در پی داشت. او گفته بود: «آیا واقعا ریتم زندگی ما در تهران با شرایط یک اپیدمی همخوانی دارد؟ مطلقا نه. این نشان می‌دهد که هنوز نه مردم و نه مسئولان اهمیت موضوع را درک نکرده اند، اپیدمی تعارف ندارد، فقیر و غنی نمی‌شناسد و شوخی ندارد.»

توقیف محموله ۲۰ میلیاردی درشهریار

توقیف محموله ۲۰ میلیاردی درشهریار

به گزارش شهریاریها ،سردار “محسن خانچرلی” در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری پلیس ، گفت: در پی دریافت اخبار و اطلاعاتی مبنی بر خرید و فروش لوازم ساختمانی قاچاق، بررسی موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفت.

این مقام ارشد انتظامی استان افزود: ماموران پس از انجام اقدامات اطلاعاتی و با کسب مجوز قضائی در بازرسی از محل مورد نظر ۱۱۵ پالت موتور آسانسور قاچاق که در یک دستگاه تریلی جاساز بود کشف کردند.

فرمانده انتظامی ویژه غرب استان تهران با اشاره به اینکه در این رابطه ۵ متهم دستگیر شدند بیان داشت: متهمان پس از تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی به مرجع قضائی معرفی شدند.

سردار خانچرلی تصریح کرد: ارزش محموله کشف شده توسط کارشناسان ۲۰ میلیارد ریال برآورد شده است.

دوخته شدن چشم بازار نفت به پایان هفته جاری/ آیا تولیدکنندگان نفت به تعهداتشان عمل می کنند؟

دوخته شدن چشم بازار نفت به پایان هفته جاری/ آیا تولیدکنندگان نفت به تعهداتشان عمل می کنند؟

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، روز دوازدهم ماه آوریل بود که 23 کشور عضو و غیرعضو اوپک در دهمین نشست اوپک پلاس به صورت ویدئو کنفرانس گردهم آمدند و با بازخوانی نتایج نشست نهم مبنی بر کاهش 10 میلیون بشکه ای عرضه جهانی نفت، با پذیرش مکزیک برای کاهش 100 هزار بشکه ای و اعلام امریکا برای پذیرفتن سهم 300 هزار بشکه ای باقی مانده از سهم 400 هزار بشکه ای کاهش عرضه نفت مکزیک بر اساس سهم بندی در نهمین نشست اوپک پلاس، توافق بر سر کاهش 9.7 میلیون بشکه ای اوپک پلاس (10 میلیون بشکه ای با همراهی امریکا) نهایی شد و با اعلام تعهد کاهش عرضه بیش از سهم بندی از سوی عربستان، کویت و امارات و همچنین پذیرفتن سهم کاهش عرضه جهانی نفت از سوی کشورهای امریکا، کانادا، برزیل، آرژانتین و نروژ، میزان کاهش توافق شده عرضه جهانی نفت برای اجرا از ابتدای ماه مِی، به 19 میلیون بشکه در روز رسید.

پایان هفته جاری (جمعه) ابتدای ماه مِی است و این انتظار می رود که کشورهای تولیدکننده نفت جهان، کاهش عرضه روزانه نفت را از پایان این هفته آغاز کنند.

از ابتدای آغاز شیوع ویروس کرونا در جهان، تا امروز حداقل 15 میلیون بشکه از تقاضای روزانه نفت در جهان کاسته شده و بر اساس منابع مختلف از جمله سازمان اوپک و آژانس بین‌المللی انٰرژی، مقدار تقاضا برای نفت در ماه‌های آینده از 10 تا 30 میلیون بشکه در روز کاهش می‌یابد.

در واقع اگر تعهد کشورهای تولیدکننده نفت به کاهش عرضه 19 میلیون بشکه ای نفت روی کاغذ بماند و عملیاتی نشود، بازار جهانی نفت با ادامه افت تقاضا، آشفته تر از گذشته خواهد شد.

محمدعلی خطیبی، نماینده اسبق ایران در اوپک در این خصوص به تسنیم گفت: "اگر حتی 80 درصد از کاهش 19میلیون بشکه‌ای نیز در ماههای می و ژوئن عملیاتی شود، می‌توانیم شاهد ترمیم قیمت نفت باشیم اما از سوی دیگر اگر بازار در ماه می و ژوئن شاهد این باشد که شواهدی بر عملیاتی شدن این توافق دیده نمی‌شود و یا کشورها کمتر از 50 درصد به توافق صورت‌گرفته پایبند هستند، ممکن است واکنش منفی نشان دهد و حتی شاهد افت بیشتر قیمت‌ها در بازار نفت باشیم."

مرگ هولناک پیرمرد مراغه‌ای داخل آسانسور

مرگ هولناک پیرمرد مراغه‌ای داخل آسانسور

فرمانده انتظامی شهرستان مراغه از مرگ پیرمرد ۷۹ ساله مراغه‌ای به دلیل گیر کردن در آسانسور خبر داد.

انتظامی شهرستان مراغه از مرگ پیرمرد ۷۹ ساله مراغه‌ای به دلیل گیر کردن در آسانسور خبر داد.

سرهنگ رمضان الهوردیان در تشریح خبر گفت: پس از حضور ماموران انتظامی شهرستان به همراه عوامل امدادی در محل حادثه، مشخص شد سر و دست پیرمرد ۷۹ ساله، به علت کهولت سن و عدم تعادل، در آسانسور گیر کرده است.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی پلیس استان، وی افزود: متاسفانه این پیرمرد پیش از رسیدن نیروهای امدادی جان خود را از دست داده بود.

سه روایت از شاغلان خیابان در روزهای خانه‌نشینی فاصله بگیر اما دلم را نشکن

سه روایت از شاغلان خیابان در روزهای خانه‌نشینی فاصله بگیر اما دلم را نشکن

«همین که آمدم سوار آسانسور شوم، دیدم یک خانمی که توی پارکینگ کنار ماشینش ایستاده، دارد چشم غره می‌رود. از همان دور داد زد که داری چه کار می‌کنی؟ ماندم چه بگویم. فکر کردم خب معلوم است که جنس آورده‌ام. همیشه همین کار را می‌کردم. آمدم جواب بدهم که همانطور با غیظ گفت با پله برو. با بار سنگین پنج طبقه را بالا رفتم. از آن به بعد دیگر جرأت نکردم توی خانه مردم سوار آسانسور شوم. فکر می‌کنند ویروس داریم.»

این‌ها را فرهاد می‌گوید، شاگرد سوپرمارکت که روزهاست به قول خودش مجال سرخاراندن ندارد. تلفن مغازه پشت هم زنگ می‌خورد و اوست که باید فی‌الفور سفارش مشتری را برساند. دارد تند تند بارها را جابه‌جا می‌کند و ساعتی است که زنگ‌خور مغازه زیاد نیست پس می‌شود کمی وقتش را گرفت.
«هم دستکش دست می‌کنم و هم ماسک می‌زنم. توی مغازه هم همین طور. همه چیز را رعایت می‌کنیم اما مردم باز می‌ترسند. خودشان زنگ می‌زنند که بار ببریم ولی بعضی وقت‌ها آدم رفتارهایی می‌بیند که گریه‌اش می‌گیرد. یک خانم مسنی بود که برایش جنس بردم، دقیقاً شب عید بود. حالا عیدی که نداد بماند، یک جوری تشر زد جلو نیا که زهره‌ام آب شد. دو متر دورتر از در ایستاده بودم، هی می‌گفت برو عقب‌تر. بار را هم بگذار همانجا، برو خودم برمی‌دارم. آخرش گفتم باشد مادرجان. گفت نرو تا پولت را بدهم. اسکناس‌ها را مچاله پرت کرد طرفم. هیچی نگفتم. پیش خودم گفتم پیر است دیگر، می‌ترسد ولی از این رفتارها در این مدت زیاد دیده‌ام. ببخشید ولی انگار آدم حسابمان نمی‌کنند. بالاخره اگر ما نباشیم که چه کسی بار را در خانه‌شان ببرد که خودشان بیرون نیایند؟!»
فرهاد 23 ساله شب‌ها در مغازه می‌خوابد، درواقع داخل انبار پشت مغازه. مدت‌هاست پدر و مادرش را ندیده و اگر این اوضاع تمام شود یکسر می‌رود شهرستان پیششان. حرف‌های او نشان از تغییر رفتارهایی دارد که احتمالاً می‌شود بخشی از آن را به شیوع کرونا نسبت داد و بخشی را ناشی از همان نگاه از بالا به پایین دانست که بین برخی اقشار رایج است.
«یک آقایی جنس سفارش داده بود، بردم و دیدم در خانه را باز گذاشته. از داخل صدا زد که بیا تو. فکر کردم می‌خواهد جنس را بگذارم داخل ولی گفت ببر داخل آشپزخانه و همه را بشور و خشک کن. گفت خودت آورده‌ای، خودت هم بشورش. ما که دیگر خدمتکار داخل خانه نیستیم. یک جوری می‌گفت خودت آورده‌ای انگار به دلخواه خودم برده بودم. یک مشتری هم داریم که وقتی بار را می‌برم همانجا همه چیز را از نایلون درمی‌آورد و نایلون‌ها را می‌اندازد جلوی پای خودم دستکش خودش را هم می‌کند و می‌اندازد روی آن و در را می‌بندد. خودم همه را جمع می‌کنم و می‌برم می‌اندازم سطل آشغال ولی این کارها به خدا خیلی زشت است؛ به غرور آدم برمی‌خورد. البته همه هم اینجور نیستند و بعضی‌ها خیلی مهربان رفتار می‌کنند و انگار دلشان می‌سوزد که ما داریم بیرون کار می کنیم. گاهی انعام‌های خوبی هم می‌دهند.»
مردم از ما می‌ترسند
جانعلی، پاکبان است. در این مدت هیچ تعطیلی نداشته. خیلی سفت و سخت موارد بهداشتی را رعایت کرده، هم خودش و هم همکارانش؛ با اینحال می‌گوید مردم از ما می‌ترسند.
واقعاً می‌ترسند؟ می‌گوید: «بله، یک جوری در خیابان تا ما را می‌بینند مسیرشان را عوض می‌کنند که معلوم است می‌ترسند. شکر خدا هیچ‌کدام از همکارهایی که من می‌شناسم و شنیده‌ام مریض نشده‌اند اما مردم فکر می‌کنند ما چون با زباله سر و کار داریم یعنی تمیز نیستیم. ولی برعکس این است. آنقدر که ما حواسمان هست، کسی اینجور رعایت نمی‌کند. ما داریم کار می‌کنیم که مردم راحت باشند. انتظاری هم نداریم، وظیفه‌مان است ولی فکر نکنند که پاکبان‌ها آلوده هستند.»
جانعلی حرف بیشتری ندارد. دوستی که شماره‌اش را از او گرفته‌ام می‌گفت مرد خوش سر و زبانی است و خوب حرف می‌زند. خوش صحبت هم هست اما انگار دیگر حرفش نمی‌آید. چند بار همان‌ها را که گفته بود، تکرار می‌کند و توی سر من تکرار می‌شود که «مردم از ما می‌ترسند.»
خرید مجازی، پیک‌های واقعی
علی پیک موتوری است و برای یکی از شرکت‌های پستی کار می‌کند. اگر او و همکارانش نباشند در واقع خرید آنلاینی هم در کار نیست چون بالاخره کسی باید بسته‌ها را به دست مشتری‌ها برساند.
«بیشتر سفارش‌های این مدت اقلام بهداشتی است. چیزهای دیگر هم هست اما بیشترش همین است. به خاطر اینکه مردم همه چیز را خودشان ضدعفونی می‌کنند نگرانی از خرید آنلاین ندارند ولی در مورد چیزهایی مثل پوشاک زیاد به مشکل برمی‌خوریم چون می‌توانند در صورت سایز نبودن، تا یک هفته تعویض کنند اما خیلی‌ها از ترس‌شان اصلاً لباس را تا یک هفته سایز نمی‌کنند و کنار می‌گذارند تا ویروس‌هایش از بین برود.»
علی می‌گوید تمام نکات بهداشتی از سوی شرکت رعایت می‌شود و خود شاغلان هم این مدت کاملاً مراقب بوده‌اند اما بعضی مشتری‌ها هستند که اصول ایمنی را اصلاً رعایت نمی‌کنند: «یک بار که رفته بودم بار را به مشتری تحویل بدهم، آقای سرماخورده‌ای بیرون آمد که چشمش را به زور باز نگه داشته بود و مدام عطسه می‌کرد. خیلی راحت جلو آمد و انگار نه انگار که او باید فاصله بگیرد یا اینکه حداقل در آن شرایط طور دیگری بسته‌اش را تحویل بگیرد. می‌توانست تماس بگیرد و بگوید کالا را بعداً برایش بفرستند چون یک میز تحریر تاشو سفارش داده بود و خیلی چیز واجبی نبود. به هرحال آن روز گذشت ولی من تا یک هفته استرس داشتم که نکند کرونا داشته و من هم مریض شوم. حتی توی خانه خودم را از زن و بچه‌ام دور نگه داشتم ولی شکر خدا اتفاقی نیفتاد.
منظور حرف من این است که فقط ما نیستیم که باید رعایت کنیم و مراقب سلامتی مردم باشیم. آنها هم باید هوای ما را داشته باشند چون بیشتر در معرض خطریم. ما حتی از مشتری می‌خواهیم برای امضا، خودکار خودش را بیاورد که هیچ تماسی با من نوعی نداشته باشد. آنها بارشان را تحویل می‌گیرند و می‌برند و هزار جور ضدعفونی‌اش می‌کنند درحالی که ما در طول روز حداقل 20 جای دیگر هم می‌رویم.»
شهروز هم مثل علی